h1

هیهات ! بدبختی چه کسی آغاز گشته است ؟

فوریه 11, 2010

چند روز پیش تولدم را جشن گرفتم. اینکه چند ساله شدم ام یا چند سال دیگر مانده است ، مهم نیست.  هرچند  اصولا سن هر کس همان است که شما با شنیدن صحبتهایش ، با دیدن رفتارش ، با بررسی ظاهرش تخمین می زنید ، ولی در شرایط موجود ترجیح می دهم این اطلاعات غیر مهم (اما محرمانه) را چندان برایتان بازگو نکنم. دلیلش هم به گمانم قابل فهم است : نمیخواهم بر اساس کم کردن تاریخ تولدم از تاریخ امروز و رسیدن به سن شناسنامه ام ، صحبتهایم را کودکانه یا پیرمردانه قلمداد کنید.

هر سال ، در این زمان خاص ، کار را (اگر بتوان نامش را کار گذاشت) تعطیل می کنم و در آپارتمان کوچکم (اگر بتوان نامش را آپارتمان گذاشت) ، به تنهایی تولدم را جشن می گیرم (اگر بتوان نامش را جشن گذاشت). صبح زود لیست خرید همیشگی جشن تولد را رونویسی می کنم : یک عدد دونات آلبالویی ، یک عدد شمع صورتی ، یک بسته سیگار لاکی استرایک و یک بطری اسکاچ جی اند بی. چرا دونات ؟ چون هر چقدر هم تلاش کنید نمی توانید شمع را در مرکز آن فرو کنید !. به خیال خودم این یک مقاومت در برابر توازن و تعادلهای تحمیل شده و مبارزه با ثقل گرایی ، یا به نوعی ساختار شکنی بدون آزار است !!. اینکه دونات بخاطر سوراخ بودن وسطش چه احساسی دارد همیشه برایم جای سئوال بوده ، اما احتمالا» اگر می توانست ، از اینکه نمی توانم شمع را در مرکزش فرو کنم ، ابراز خوشحالی می کرد. چرا آلبالویی ؟ چون من به هیچ وجه نمی توانم طعم ترش را تحمل کنم و در نتیجه این تنها دوناتی است که لب به آن نمیزنم. بگذارید شفاف سازی کنم ، دونات آلبالویی فقط قرار است نقش یک پایهء بدون مرکز را برای شمع صورتی بازی کند. دونات را باید خورد ، اما نه طعم آلبالویی آن را. چرا شمع صورتی ؟ چون از همان کودکی بنظرم صورتی اروتــیــک ترین رنگی است که می توان تصور کرد و این شمع احتمالا می تواند با سوختن خود خلاء نبودن یک جنس لطیف را در من بسوزاند. در کنار همهء اینها فلسفهء سیگار و اسکاچ هم که دیگر مشخص است !. از تولدم بیشتر خواهم گفت. شما هم مواظب باشید ، همیشه چشمی است که مراقب شماست.

Advertisements

8 دیدگاه

  1. چه فیلسوفانه بود!کمی هم آشنا… راستی میشه اون کامنتی که گفتی برام گذاشتی و الان نیست رو دوباره بذاری؟


  2. تولد یک جاسوس اجاره ای به تنهایی بدون جنسی لطیف با تلاش برای بر هم زدن تعادل های تحمیل شده و ثقل شکنی در آپارتمانی که نمیشود آپارتمانش نامید، قابل پیش بینیه … تولدت مبارک!


  3. تولدتان مبارک…


  4. آخی!!نازی!


  5. این آخی نازی که میچیکو گفته آدم فکر می کنه نویسنده یه بچه گربه اس !
    ولی داستان دونات و سوراخ وسط اروتیک و اینا با حال بود !


  6. تولدتان مبارك جاسوس عزيز…
    باور ميكنيد اين چند روز بد فكرم و مشغول به خود كرده ايد؟…
    و راستي لينك شديد (البته اگه مشكل ندارين و گرنه بفرماييد تا حذف ش كنم)


    • ممنون از لطف شما دوست عزیز . بسیار هم کار نیکایی کردید .


  7. لعنتی!



پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: