h1

Creation of Lost or Lost in Creation

فوریه 20, 2010

اصولا در نهاد من خصلتی نهفته است که دوست دارم همه چیز را بصورت یک نماد ، سمبل یا نشانه ببینم. این حس از کودکی با جستجوی گوسفند در میان ابرها ، چهرهء آشنایان در ترکهای دیوار انباری و ترجمهء حالات و رفتار سگ همسایه به زبان آدمیزاد با من همراه بود. این توضیح خلاصه را دادم تا به اینجا برسم که هنگام دیدن یک فیلم نیز بیشتراز آنکه تحت تاثیر تصاویری باشم که آنها را می بینم ، فکرم در پی آنچه ذهنم از دیدن تصاویر می سازد می رود. حالا شاید اصلا منظور سازنده آن نباشد که من در ذهنم ساخته ام !. این تصویر ذهنی ، همانطور که قبلا هم توضیح دادم ، می تواند تا مدتها ذهن من را به خود مشغول کند و زندگی ام را تحت الشعاع قرار دهد. بگذارید از نمادهای بخشهای آغازین سریال Lost بگویم :

هواپیمایی در یک جزیره سقوط میکند. ناخودآگاه جزیره برای من نماد زمین و سقوط هواپیما شکل آفرینش به خود می گیرد. Jack می شود آمریکا: خوشتیپ ، درس خوانده ، با کلاس ، همه فن حریف ، در همان ابتدا جذاب (فقط در همان ابتدا!) ، پر مدعا و مغرور ، و از همه مهمتر مملو از احساس ریاست بر تمام نجات یافتدگان و صد البته همیشه در حال گند زدن و تصمیم گیری اشتباه. در مقابل Sawyer می شود بلوک شرق یا همان روسیه : کله خر ، گردن کلفت ، زمخت ، قوی ، خشن ، با سابقه ای نه چندان درخشان و مخالفت و دشمنی بی چون و چرا با Jack . در اینجاست که Kate می شود هرزه ای به نام انگلیس که برای منافع خود با هر دو نفر می خوابد و به صورت هر دو سیلی می زند . Jin و Sun که مشخص است از شرق می آیند ، منتها Jin می شود شرق سنتی و Sun شرق امروزی. Jin همه را دشمن خود فرض می کند ، زبان هیچکدام را نمی فهمد و احساس می کند چندان نیازی هم به فهمیدن و رابطه برقرار کردن با دیگران ندارد ، روی عقاید خود به شدت پافشاری می کند و هیچ تعاملی را نمی پذیرد. Sun مهربان است و می تواند به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کند ، اما همیشه تحت کنترل Jin است و البته این موضوع تبدیل به بزرگترین معزل زندگی اش می شود. Sayid که از بیخ عرب است ! . اول عمل می کند و بعد مغزش را به کار می اندازد و تحت هر شرایطی از Jack تبعیت می کند. Hurley همان کشورهای اسکاندیناوی است که بیش از حد پول دارد و اصولا به هیچ چیزی نه کار دارد و نه آن را جدی می گیرد ، به همه مهربانی می کند ، با هر کس که ازش کمک بخواهد همراه می شود ، سعی می کند در دعواها وارد نشود و حق را به هیچ کس ندهد. Michael که مشخص است ، نماد سیاه پوستان که درست یا نادرست تمام افراد و حرفها و کارهایشان را بر علیه خود می بیند و همه را متهم به نژادپرستی می کند و در آخر برای حفظ ارزشهای خود (Walt) از چنگال چند سفید پوست مجبور می شود چند سفید پوست دیگر را قربانی کند. Claire می تواند اروپای شرقی باشد ، با بچه ای ناخواسته در شکم از شیرین کاریهای قبلی اش باقی مانده و همین که بتواند آن را جمع و جور کند به اندازه کافی هنر کرده است و به همین دلیل چندان علاقه به پیگیری ماجراهای بقیه ندارد. و John Locke ، مانند آن کشور پر سر و صدا در خاورمیانه ، آرام است و سر به زیر ، از همه بزرگتر و پر از تجربه ، دوستان زیادی ندارد و هرکس هم که به سراغش می آید بخاطر تواناییهایش است ، ناگهان می میرد و همین باعث انقلابی در او می گردد . اینجاست که خطرناک می شود ، اغفال می کند ، شاخ و شانه می کشد ، ترور می کند ،  نامردی می کند ، حرف از سرنوشت و آینده و کنترل جزیره (دنیا) می زند و تمام اینها را به شکلی بیان می کند که انگار جزیره او را برای تمام این کارها انتخاب کرده است، و صد البته کارهایی می کند که تمام شخصیتهای دیگر از او فاصله می گیرند و تنهایش می گذراند !!!!. ایندفعه طولانی تر شد ! . مواظب باشید ، همیشه یک چشم مشغول دیدن Lost است و چشم دیگر مراقب شما ست .

Advertisements

14 دیدگاه

  1. جالب بود


  2. !I didn’t like the John Locke part


  3. باحال بود … من یه طور دیگه نمادگونه دیده بودمش … اصلا به خود شخصیت ها فکر نکرده بودم که نماد نژاد و قومی بشن … 🙂


  4. من الان این پست و خوندم نه به خاطراون ایمیل و حرف ها اما جدا خوب نوشتی و جالب / و یک حسی منو از درون شرمنده میکنه از بی توجهیه محضم ! تحلیل های خوبی بود اما سعید و باهات موافق نبودم کلا !


  5. با وبلاگت از طریق کامنتی که تو بلاگ خودارضایی داده بوده آشنا شدم ، اول از همه بهت بگم داستان پردازیت عالی بود ، کلی حال کردم .

    تحلیلت درمورد شخصیت های لاست چیزه نوعی بود تا بحال از این دید بهش نگاه نکرده بودم 🙂


    • ممنون از لطفتون دوست عزیز


  6. گاهی می شود از بعضی آدم ها خوشحال باشی،گاهی می شود این جا خوشحال بود..
    درود


  7. همه شخصیت پردازی هات برام ملموس بود ولی نمیدونم چرا این یارو جان لاک تو کتم نمیره. نکلیف دانیل و بنجامین و ریچارد و جیکوب و دزموند و … چی میشه پس؟


    • جیکوب که خدا هست ! ریچارد پیغمبر و بعضی وقتها جبرئیل ! بنجامین فرعون ! دانیل هم احتمالا میشه گالیله !!!!


  8. بپبسیار جالب بود. مخصوصا قسمت جان لاک.


  9. چه نمادهاي جالبي….


  10. لاست رو به نمای دیگری دیدن هم جالبه


  11. من به این نماها و سمبل ها فکر کرده بودم اما قسمت بدش اونجاست که سعیدِ از بیخ عرب!دستش پاسپورتِ ایرانیه!
    😦


  12. دو نکته برای موجود لعنتی رنتی ، اول اونکه کیت هرزه نبود ، کیت نماینده زنهای رنج کشیده زمین بود که با تجاوز حقوقی و جنسی ابتدا در کشور خودشون مواجه شدند و بعد هم برای آزادی فرار کردند به جایی بهتر اما آزادی هیچوقت بعد از رنجی بزرگ به دست نمیاد. دوم جان لاک همون ملی گرایی یهودیه کشورشم مشخص کودکی سخت از پشت خنجرخوردنهای بسیار و حالا هیولایی زیرک با لبخند به هدف .بی خیال .



پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: