h1

آپارتمان شماره 31

مه 15, 2010

آپارتمان ما یک ساختمان هشت واحدی در چهار طبقه است که به همراه اتاقک طبقهء همکف که آقای روبیک در آن ساکن است می شود نُه واحد. طبقه اول دارکو زندگی می کند و یک مستاجر دیگر . طبقه دوم من هستم و یک مستاجر دیگر. طبقه سوم خانم بولتانسکی و یک مستاجر دیگر ، طبقه آخر هم پاندورا و یک مستاجر دیگر. دو طرف درب ورودی ساختمان ، دربهای پارکینگ را گذاشته اند ، سمت راست پارکینگ طبقات فرد و سمت چپ پارکینگ طبقات زوج. از درب ورودی ساختمان که وارد می شوی ، چند قدم جلوتر ، روی دیوار سمت چپ ، تابلوی اعلانات آپارتمان نصب شده که روی آن آخرین دستوران آقای گادلورد به واسطهء آقای روبیک قرار گرفته است. زیر تابلوی اعلانات چند گلدان ترک خورده و تزئینی گذاشته شده که پر است از شاخ و برگ و گلهای رنگارنگ مصنوعی که نمی دانم روی چه حساب آقای روبیک هر روز صبح آنها را کنار پنجرهء درب ورودی می گذارد و هر روز عصر آنها را آب می دهد. روبروی تابلوی اعلانات ، روی دیوار سمت راست ، هشت عدد صندوق پست قرار گرفته که نامه ها و صورتحسابهای هر واحد ، پس از گذشتن از فیلتر آقای روبیک ، داخل آنها قرار می گیرد. راهروی ورودی ، کمی جلوتر ، به راه پله و دو درب ختم می شود: درب روبروی راه پله اتاقک آقای روبیک و در امتداد راهرو درب ورودی حیاط پشتی ساختمان.

مابین هر دو طبقه هجده پله وجود دارد ، سه دستهء شش تایی که با دو پاگرد از یکدیگر جدا می شوند. هر طبقه با یک راهروی ورودی آغاز می شود که در انتهای آن یک پنجرهء کوچک با یک گلدان مصنوعی در زیر آن قرار گرفته که البته آقای روبیک هر روز عصر آنها را آب می دهد. درب ورودی آپارتمان ِ سمت راست در همان ابتدا و درب ورودی آپارتمان ِ سمت چپ ، در اواسط راهرو است.  راه پله ادامه می یابد تا طبقهء چهارم و از آن رد می شود و باریک می شود و به سمت پشت بام می رود. واحدهای طبقه آخر انباری ندارند و به همین دلیل آپارتمان سمت راست ، که پاندورا در آن ساکن شده ، بزرگترین واحد ساختمان بشمار می آید. روی پشت بام چند صندلی آفتابگیری رنگ و رو رفته ، یک میز فلزی زنگ زده ، هشت عدد آنتن و تعداد زیادی گلدان طبیعی وجود دارد که بخاطر عدم رسیدگی و تابش مستقیم آفتاب همگی خشک شده اند. کلید پشت بام را هم آقای روبیک دارد ، هم من. اما از کلید حیاط پشتی فقط یک عدد وجود دارد و آن هم دست آقای روبیک است.

بهتر است تصویری از ساختمان ما داشته باشید تا در راهروهای عجیب و غریب و معماری احمقانهء آن گم نشوید. مواظب باشید ! همیشه چشمی ست که مراقب شماست .

Advertisements

13 دیدگاه

  1. با نظرت راجع به معماریش موافقم .


  2. کلید حیاط پشتی رو از روبیک کش برو. نه برای اینکه حتما جای مهمیه.مهمترین دلیلش اینه که یه جاسوسی و باید لااقل توی یه ساختمون تسلط حتمی داشته باشی.


  3. هشت عدد آنتن ، هشت عدد صندوق پست ..
    بذار صادقانه بگم جاسوس / نمی فهمم ..


    • ساختمان ما 4 طبقه است و در هر طبقه دو واحد ، یعنی جمعا» هشت واحد . ابتدای راهروی ورودی صندوقهای پست هر طبقه قرار دارد که فاکتورها و صورت حسابها و احیانا» نامه های هر واحد را درون صندوق خودش می اندازند . هشت واحد ، هشت آنتن روی پشت بام . چون خانه قدیمی ست ، همانطور که بارها گفته ام ، و آقای گادلورد هم چندان اعتقادی به نو کردن ساختمان ندارد ، همچنان هر واحد برای خودش آنتن جداگانه دارد و خبری از آنتن مرکزی نیست. دوست عزیز ، مسئله حل شد ؟


  4. این نقشه رو با چی کشیدی تو ؟


  5. چه باحال خونتون
    اگه آپارتمان خالی داشت خبر کن مارو
    برای رفتن به انباری لازم نیست تا زیر زمین رفت 😦


  6. سلام.
    اینکه طبقه آخر انباری ندارند چرا خانه پاندورا بزرگ است و خانه همسایه بقلی کوچکتر است؟ مگر هر واحد یک انباری ندارند؟
    دوم اینکه آقای روبیک جاسوس تر از توست . و ممکن است خیلی چیزهای عجیب تری از این آدم پنهان کار سر بزند. آب دادن به گلهای مصنوعی نوعی بهانه برای سرک کشیدن به کسی یا کسانی می باشد.
    سوم اینکه آدم کلا در همه معماری خانه به شک می افتد. کلا آقای روبیک تلویزیون هم نگاه نمی کند و صورتحسابی ندارد؟ یا کس دیگری؟


    • 1) اتفاقا برای پیش آمدن چنین سئوالاتی نقشه ساختمان را هم برایتان گذاشته ام. آپارتمان کناری به راه پله محدود می شود ، نه انباریها . در نتیجه نداشتن انباری که فقط دیوار مشترک با آپارتمان سمت راست دارند ، باعث بزرگ شدن فقط آپارتمان پاندورا می شود . دوباره به نقشه نگاه کنید.
      2) اتاقک آقای روبیک از ابتدا در ساختمان نبوده . زمانی که آقای گادلورد احساس میکند این ساختمان کوچک نیاز به یک سرایدار دارد ، یک تیغه میان انباری عمومی طبقه همکف میکشد و تبدیلش می کند به اتاقک سرایدار . آقای روبیک آنتن رو پشت بام ندارد . یک تلویزیون کوچک دارد که آنتنش روی خودش سوار است و آنرا گذاشته کنار پنجره ای که رو به باغچهء حیاط پشتی باز می شود. تا آنجا هم که من میدانم پستچی نمی تواند وارد ساختمان شود و تمام نامه ها را از لای در به داخل می اندازد و این آقای روبیک است که نامه ها را مرتب می کند و درون صندوق هر واحد می گذارد. احتمال میدهم اگر صورت حساب یا نامه ای باشد ، برای خودش را جدا می کند و نیازی به صندوق ندارد.


  7. ارشيوروخوندم.وقت مي خوام برا نظر دادن.نوراني واميدوار


  8. راجع به اون مستاجرای دیگه کی قراره چیزی بشنویم؟ شاید از اونان که صبح زود از خونه بیرون میرن و آخر شب خسته و کوفته برمیگردن و کاری به کار کسی ندارن و کلا سرشون توی لاک خودشونه.


    • شاید هیچوقت . قرار نیست تمام مردم دنیا رو بشناسیم . همینطور تمام ساکنین یه آپارتمان رو . از کجا معلوم ؟ شاید هم لازم شد باهاشون آشنا بشین .


  9. :دي


  10. 3



پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: